بدون شرح

مواضع استقلال

اينم از مواضع استقلال !
براي مديران عامل پاس و فولاد خوزستان يك دنيا متاسفم ، كاش به جاي اينكه ديگران را مورد اتهام قرار دهند و در مورد شخصيت ديگران صحبت كنند ، به اتهامات خود و نگه داشتن شخصيت خودشون فكر مي كردند !
به قول استاد مطهري : اين نشانه يك جامعه ايراني است ، جامعه ايي كه براي كساني ارزش و احترام قائل است كه مرده هستند و نه متحرك.

در ضمن اونايي هم كه زياد هارت و پورت دارند به قول معروف بدونين پوشالي هستند ، در مورد اين مي نويسم .

باشگاه فرهنگي ورزشي استقلال در خصوص رويداد‌هاي چند روز اخير از سوي برخي از باشگاه‌ها مواضع خود را اعلام كرد.

به گزارش سرويس «ورزشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين نمابر با اشاره به نامگذاري سال 1385 به نام مبارك و مقدس «پيامبر اعظم (ص)» آمده است: «امسال سالي سرنوشت‌ساز براي جامعه بزرگ ايران اسلامي بوده و به اميد خداوند متعال اتفاقات بزرگ خوشايند و تاريخ‌سازي در اين سال براي ملت شريف و مسلمان ايران رقم خواهد خورد. اما متاسفانه در روز هاي آغازين سال جديد، مواضع غيردوستانه از سوي برخي باشگاه‌ها كه عنوان فرهنگي ـ ورزشي را يدك مي‌كشند، ابراز گرديده است كه عليرغم انتظارات موجود با الهام از فلسفه نامگذاري سال جديد مبني بر ايجاد برقراري عزت، احترام و همدلي در بين آحاد و اقشار مختلف و علي‌الخصوص در جامعه ورزش، متاسفانه عده‌اي تلاش كرده تا همه چيز را بر هم زده و حرمت‌ها را شكسته و با الفاظ و حركات خود، همه ارزش‌ها را فداي قهرماني و جاه طلبي‌هاي خود كنند و در راه توجيه اعمال خويش با فرافكني و بزرگ نمايي مسايل كوچك، سعي در تخريب سايرين كرده تا ضعف‌هاي خود را پوشش دهند.»

در ادامه اين نمابر آمده است: «آنها با اتهامات ناروا و حرف‌هاي بي‌پايه و اساس از جمله «استقلال مورد حايت خاص است»، «استقلال فاقد منش پهلواني و قهرماني است»، «استقلال نسبت به سرنوشت تيم ملي بي‌اعتناست»، «استقلال فاقد شخصيت قهرماني است»، قصد تخريب يكي از بزرگترين باشگاه‌هاي ايراني اسلامي و آسيا را داشته و انگار فراموش كرده‌اند كه استقلال در چه جايگاهي از ورزش كشور قرار داشته و داراي چه سوابقي در اين جامعه است. در اين راستا حتي گام را فراتر گذاشته و به حريم فدراسيوني كه گام‌هاي بسيار مهمي در طول حيات خويش در صحنه فوتبال برداشته و سرمنشاء خدمات بسياري در امور ورزشي، توجه به تيم‌هاي پايه، امور اقتصادي و ... بوده و بر اساس نظرسنجي‌هاي قاطبه رسانه‌ها و مطبوعات، فدراسيون موفق و برتر كشور محسوب مي‌شود، با انواع و اقسام اتهامات مورد حمله قرار مي‌دهند تا مبادا فردا روح پرسشگري از آنان سوال كنند كه چه كرده‌ايد و آنان را مكلف به پاسخگويي در خصوص اقدامات و هزينه‌ها كنند.

چرا سعي بر آن است تا ميليون‌ها هوادار استقلال عاشقانه به استقلال و تيم ملي عشق مي‌ورزند را رو در روي نهاد‌هاي خدوم و انقلابي قرار دهند. آيا براستي بايد بودجه بيت‌المال صرف رويارويي با احساسات پاك مردم گردد؟»

اين نمابر مي‌افزايد: «باشگاه استقلال از درايت فدراسيون فوتبال و شخص آقاي دادكان تشكر وافر كرده كه با عنايت به استمرار پديده فوتبال در سال 1384 (مجتبي جباري) و جلوگيري از تشديد آسيب‌ديدگي مزمن وي ايشان را از سفر دوستانه تيم ملي معاف كرده و از تكرار سرنوشت تلخي كه دو سال قبل و در شرايط مشابه براي ديگر مهره ارزشمند و گرانمايه فوتبال «محرم نويدكيا» رخ داده بود ممانعت بعمل آورد و اين سرمايه مل را با درايت خاص ، صيانت نمود.»

به گزارش ايسنا، باشگاه فرهنگي ـ ورزشي استقلال افزود: «تاريخ فراموش نكرده است كه در سال گذشته و در آستانه ديدار فينال گونه استقلال ـ فولاد در بهار 84 دو تن از مهره‌هاي كليدي استقلال به همراه تيم ملي عازم سفر شده و استقلال تاوان بدي را تحمل كرد. شايد عده‌اي فراموش كرده‌اند و آستانه همان مسابقات برخي از تيم ها از اعزام مهره‌هاي خود به تيم ملي خودداري كردند و هيچكس در آن مقطع آنان را متهم ننمود و به فدراسيون انگ جانبداري نزد.

تاريخ ورزش ايران هنوز از ياد نبرده است كه در استانه شروع مسابقات اميد‌ها (مسابقات انتخابي المپيك اتن) كدام تيم از اعزام ياران دعوت شده به اردوي تيم اميد همچون نصرتي و برهاني خودداري كرده و با ايجاد جنگ رواني از همان ابتداي كار اسباب عدم حضور تيم ملي را در المپيك 2004 را فراهم آوردند.»

باشگاه استقلال در پايان بيانيه خود ضمن محكوم كردن حركات تفرقه انگيز كه اسباب خدشه به اقتدار فدراسيون فوتبال در آستانه مسابقات سرنوشت‌ساز تيم ملي را فراهم مي‌آورد و با تقدير و تشكر از درايت و حسن تدبير اين فدراسيون و دعوت از همه آحاد به همدلي و اتحاد، ابراز اميداوري كرده است: «حفظ اتحاد در مقابل استكبار جهاني سرلوحه همه قرار گيرد و در اين ايام از همراهي و همگامي با قدرت‌هاي مستكبر جهاني كه در تمامي جوانب از جمله ورزش حرفه‌اي فوتبال، تلاش خودرا در جهت تضعيف تيم ملي ايران بكار مي‌گيرد خودداري كرده و با حمايت همه جانبه از فدراسيون و تيم ملي اين عزيزان زحمتكش را در حهت حضور پر قدرت در جام جهاني و كسب عزت و افتخار براي ايران اسلامي ياري كنيم.»

سربازي ويتنامي

جنگ آمريكا و ويتنام تموم شده و همه سربازا به آمريكا برگشتن
مايكل با پدر و مادرش تماس ميگيره و به اونا ميگه كه : مامان و بابا من دوستي دارم كه توي جنگ يك دست و يك پاشو از دست داده ، آيا اجازه ميدين كه من اونو همراه خودم بيارم خونه ؟! مادر و پدر در جوابش ميگن : نه پسرم ما از عهده كارهاي خودمون هم به سختي بر مي آئيم ، نه پسرم شرمنده ولي ما نمي تونيم پذيراي دوستت باشيم و چنين كسي !

چند روز بعد از مايكل خبري نميشه و چند روز بعد از پليس نيويورك تماس ميگيرند و ميگن شخصي پيدا شده كه خود كشي كرده و مدارك همراهش بوده كه نشون ميده مايكل بوده .

خانواده مايكل وقتي براي شناسايي مايكل ميرند مي بينند پسرشون يك دست و يك پا نداره .

خداوند 3 بار

پيرزن باتقوايي در خواب خدا را ديد و به او گفت : « خدايا من خيلي تنهايم ،‌آيا مهمان خانة من ميشوي ؟ » خدا قبول كرد و به او گفت كه فردا به ديدنش خواهد آمد پيرزن از خواب بيدار شد و با عجله شروع به جارو كردن خانه كرد .رفت وچند نان تازه خريد و خوشمزه‌ترين غذايي كه بلد بود را پخت و بعد نشست و منتظرماند . چند دقيقه بعد در خانه به صدا در آمد ،‌پيرزن با عجله دويد و آن را باز كرد . پشت در پيرمرد فقيري بود . پيرمرد از او خواست تا غذايي به او بدهد . پيرزن با عصبانيت سر پيرمرد فقير فرياد زد و در را بست . نيم ساعت بعد باز در خانه بصدا درآمد. پيرزن دوباره در را باز كرد .
اين بار كودكي كه از سرما مي‌لرزيد از او خواست تا از سرما پناهش دهد . پيرزن با ناراحتي در را بست و غرغر كنان به خانه برگشت . نزديك غروب بار ديگر در خانه بصدا در آمد . اين بار پيرزن مطمئن بود كه خدا آمده است . پس با عجله به سمت در دويد . در را باز كرد ولي اين بار نيز زن فقيري پشت در بود . زن از او كمي پول خواست تا براي كودكان گرسنه‌اش غذايي بخرد .پيرزن كه خيلي عصباني شده بود ، با داد و فرياد زن فقير را دور كرد . شب شد ،‌ ولي خدا نيامد ،‌پيرزن نااميد شد و رفت كه بخوابد ،‌شايد يكبار ديگر خدا را در خواب ببيند . پيرزن خواب خدا را ديد اما با ناراحتي به خدا گفت :‌ « خدايا!‌مگر تو قول نداده بودي كه امروز به ديدنم مي‌آيي ؟‌» خدا جواب داد :‌« بله من سه بار به خانه‌ات آمدم ولي تو هر سه بار در را برويم بستي !! »

كتابش را پيدا نكردم
از اين وبلاگ پيداش كردم

خبر خبرگزاري ايرنا و مديران ما !

واقعا مملكت خيلي خر تو خره ها ( البته مي بخشين ! ) اما خوب وقتي خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران مياد يك خبر چرند ميزنه جز اين نميشه گفت ، خبرگزاري در يك خبر كاملا احمقانه و بدور از اطلاع رساني و اطلاع كافي اومده يك خبر زده با عنوان چند زلزله بزرگ دنيا را بر روي مانيتور امتحان كنيد و با متن زير :

يك سايت اينترنتي ، برنامه‌اي را معرفي كرده است كه در آن مي‌توان چند زلزله بزرگ دنيا را بر روي صفحه مانيتور رايانه امتحان كرد.

در اين برنامه كه توسط سايت " عمران شمال " ارائه شده است، مي‌توان با انتخاب پنج درجه مختلف ، شدت زلزله‌هاي به وقوع پيوسته را بر روي صفحه مانيتور مشاهده كرد.

اين درجات مختلف مربوط به پنج زلزله بزرگ دنيا از سال ‪ ۱۹۹۴‬تا ‪۲۰۰۴‬ مي‌باشد كه شدت آنها بين شش تا ‪ ۹‬ريشتر است.

اين برنامه بر روي آدرس اينترنتي ‪http://www.omraneshomal.com/test.htm‬ در پايگاه اطلاع رساني عمران شمال ايران قرار دارد.

سايت اينترنتي " عمران شمال " به ارائه اخبار و اطلاعات مربوط به مسايل عمراني و زلزله مي‌پردازد.

يك كد ساده JavaScript يك نرم افزار تلقي شده !
واقعا خبر احمقانه اي و جز تاسف و عدم آشنايي با وب براي مديران وب سايت ايرنا چيزي نميشه گفت ! وقتي روزنامه ايران زماني كه روزنامه ويژه نامه حوادث داشت www.havadesiran@yahoo.com بزنه آدرس ايميلش را چيزي جز اين بعيد نيست .

تاسف كه مديران ما ....
بهتره چيزي نگم

هزينه تبليغاتي چند صد ميليوني و يك اشتباه ساده براي مضحكه شده

چند روز پيش از اوتبان كرج وارد شدم ، زياد به تبليغات كنار اتوبان توجه نمي كنم ، ورودي محمد علي جناح ترافيك بود واسه همين تبليغ بزرگ چاي عرفان را ديدم با عكس مهران مديري ، مسلما چند ده ميليون واسه اينكه از مهران مديري استفاده كنند بهش پول دادند ، در بيشتر از 30 ميليون را شك نكنيد.
تبليغ را همه جا خواهيد اگه از كرج به سمت از جناح به سمت همت و ونك برين حداقل 4-5 تا مي بينين ، ديگه از آرژانتين و ... گرفته تا همه تهران ، جاهايي كه كمه كم 10-20 تايي ئاسه تبليغات و هزينه ماهانه رفته واسه هر كدوم ولي با اين همه هزينه آدرس وب سايت را توجه كنين :
http://www.erfan_tea.com
E-mail: info@erfan_tea.com

يعني ارزش تبليغاتي صفر
واقعا صفر

يك _ ساده از ديد يك طراح وب يعني هيچي
در دنيايي كه آي تي حرف اول را ميزنه ، يك نگاه نكرند تا مشكلي نداشته باشه

حالا اينا را بي خيال ، من متوجه ميشم "_" همون "-" است
يعني http://www.erfan-tea.com ! ولي وارد اين صفحه هم ميشين صفحه اي جز Under Construction چيزي نمي بينين .

و آدرس تماس هم آدرس شركت كاووش !
mailto:hosting@kavosh.net

واقعا اين همه تبليغ ارزش اين نداشت به وب سايت و آدرس توجه بشه !

توصيه ها

تا ميخواين كباب درست كنين اگه با كلاس نيستين هميشه سشوار داشته باشين ، يكيشو با گار بيگيرونين بعد سشوارو بگيرين بش و حال كنين ، آتيش ميده توپ :D

اگه تنها هستين و تنها زندگي ميكنين هيچ وقت جوراب سفيد نخرين كه كثيف باشه ، هي نگن طرف چي چي نكبت ار جوراباش ميباره :D

ديگه هم اگه مي تونين فقط لباسشويي دو قلو بخرين :D

هميشه مجله هنر آشپزي را بخرين ، هم غذا 5 دقيقه اي داره و هم غذا واسه يك ايل مهمون

هميشه هم تميز باشيد هر روز برين حموم خدا وكيلي ، مخصوصا ديگه حالا كه به تابستون هم نزديك ميشيم

اسپري هم 1500 تومن ، بخرين خدا وكيلي ، كه يكي كنارتون بتونه بشينه ، يا تو تاكسي كسي عارش نشه بشينه كنارتون

هميشه چند تا كاغذ واسه يادداشت همراه داشته باشين ، سعي كنين هر چيزي را يادداشت كنين ، يا اگه مي خواين چيزي بگين طرف حرفش طول كشيد يادتون نره !

تو خونه هم در ضمن سه راهي برق داشته باشيد :D

ژيان


آقا ميگما ما زانتيا داريم !
يك زانتيا هاچ بك گوجه اي
كسي مياد با ما بيرون !
نه

پي نوشت : اينكه پرسيدن نداره ، خوب مي پرسي ضايع ميشي ! معلومه كسي با ژيان نمياد بيرون ، آخه اصلا ژيان پيدا ميشه ؟!

خيلي دور، خيلي نزديك

چون خيلي چيزايي كه بهمون نزديكند ، برامون خيلي دور هستند ، حتما بايد اتفاقي بيوفته تا باورش كنيم و براي بدست آوردنش مسيري طولاني را بريم و يا شايدم برعكس باشه ، بهمون حس كنيم خيلي دور هستند ولي خيلي نزديكند و ما خودمون اونا را خيلي دور كرديم

كي دوست داره جاي من باشه ؟

هان ؟
آره كي دوست داره جا من باشه ؟!
خسته شدم !
مي دونين چرا ؟ چون مي خوام هر كاري دوست دارم بكنم ، خيلي كارها نمي تونم بكنم ، خيلي جاها مثلا نمي تونم برم ؟! دوست دارم مثل بقيه باشم ، نمي دونم مثلا توي حياط دانشگاه راه برم ، توي فلان جا برم بدون اينكه كسي منو بشناسه
دوست دارم حرفمو راحت بزنم
خيلي چيزا دوست دارم ...

كي دوست داره جا من باشه ؟
دوست داري جاي من باشي تا خيلي جاها بري ؟
دوست داري جاي من باشي تا خيلي چيزا را بدوني ؟
دوست داري جاي من باشي تا با خيلي ها حرف بزني ؟
دوست داري جاي من باشي تا فلان شهر را ماهي يكبار بري ؟
دوست داري جاي من باشي تا فلان جا را بري ؟
دوست داري جاي من باشي تا فلان كار را انجام بدي ؟
دوست داري جاي من باشي تا با فلاني حرف بزني ؟
دوست داري جاي من باشي تا روي فلان كار اسمت باشه ؟
دوست داري جاي من باشي تا فلان چيز را داشته باشي ؟
دوست داري جاي من باشي تا اون كارهاي كه من مي كنم را بكني ؟
دوست داري جاي من باشي ؟

اگه دوست داري من حاضرم فقط و فقط 24 ساعت ، موبايلم و كارام و موقعيتم واسه تو ... ، پس بيا عوض كنيم ! مي خوام امسال با خيلي ها جامو عوض كنم ، حتي اگه شده براي چند ساعت ، عوض ميكنم و از همه جا عوض كردن ها ميگم !

خيلي با حاله ها

خيلي راه دارم كه برم ، نگين خود خواهه ها ، اما خوب هر كسي يك چيزايي داره و منم يك سري موقيت و ... دارم !