خاك عالم و آدم و بشريت تو سر اين مخابرات داغون ما
Connection Error
Network Busy
امكان برقراري ارتباط مقدور نمي باشد !

ديدي صدامو اين همه ملت فحش دادند گفتند با كي بودي ؟ گفت صدام !
ديدين به چه نكبتي كشيده شد !
تا چند ساعت ديگه حكم اعدامشو ميدن تا دارش بزنند !

آمريكاي جهان خوار

به قول يكي اومده دم خونه ما توپ بازي مي كنه بعد الان ميگن چرا شما توي خونه خودتون توپ بازي مي كنين ؟
آقا دوست داريم ، ميخواي بوگوي چه ؟
والا

دربي پايتخت

واقعا روي بي عرضه بازي و اشتباهات فاحش فردي تيم باخت وگرنه پرسپوليس عرضه استفاده از موقعيت ها را نداشت ! ديدين كه هزاران موقعيت را خراب كردن !
اما اين بازي فقط 3 امتياز ، انشاالله بازي بعدي جبران مي كنند و بدون اشتباه .

يادت نره !

توي فيلم ويل هانتينگ نابغ (Good Will Hunting) ، ويل يك تيكه يك داستان را تعريف كرد :
يك دفعه توي هواپيما خلبان زماني كه ميكروفن روشن بوده و هواسش نبوده ميگه بهتره به مهماندار بگيم 2 تا قهوه بياره با هم بخوريم در حين پرواز ! مهماندار ميره تا بگه كه ميكروفن را خاموش كنند ، يكي از ته هواپيما ميگه قهوه يادت نره !

You know, I was on this plane once. And I'm sittin' there, an' uh.. the captain comes on and he does his whole, you know, "We'll be cruising at 35,000 feet," but then he puts the mic down, he forgets to turn it off. Then so he turns to the copilot and he's like, "You know, all I could use right now is a fuckin'.. blowjob and a cup of coffee." So the stewardess fuckin' goes bombin' up from the back of the plane to tell him that the microphone's still on, and this guy on the back of the plane goes, "Hey hun, don't forget the coffee!"

آمار اس.ام.اس اصفهاني ها

2-3 روز پيش روزنامه آمار SMS ايراني ها را زده بود . نوشته بود ايراني ها روزانه 10 ميلون SMS رد و بدل مي كنند !
يعني به عبارتي روزانه 140 ميليون تومان ميره تو جيب مخابرات و به عبارتي كامل تر ساليانه تقريبا 52 ميليارد تومان !

نكته جالبش اينه اصفهاني ها تقريبا 1.7 ميليون اس ام اس رد و بدل مي كنند !
اگه گفتي علتش چيه ؟

زياد فكر نكن معلومه خوب اصفهاني هستند ديگه زنگ كه نمي زنند ! يا ميس كال و يا SMS !

اين روزها

كارم خيلي زياد شده باز ، فرصت كم واسه كارهاي اصلي و واسه كارهاي جانبي زياد !
اونقدر كارام زياد شده كه توي كيفم پر از يادداشت كوچيك زرد رنگ كه به همه جا چسبوندم تا كارها يادم نره ! اما آخرش يادم ميره ، فقط يك مورد را جايي يادداشت نمي كنم ، چون هميشه يادمه ِ:D ( بماند )

طوفان

هيچ بندري از طوفان در امان نيست !

آث ميلان - اينتر ميلان


اين ماركو ماتراتزي فلان فلان شده ي احمق الاغ كه اخراج شد ( بد صحبت كردي ها ! ) همچينا از او ته دلم حال اومد ولي حيف ميلان نبد ، اين جوليو سزار هم مثل ارسلان وزيريان توي دبيرستان ما خر شانس بود اساسش اونم امشب و جلو ميلان !

اما نمونه بارز يك آدم مزخرف و دري وري در تاريخ فوتبال ميشه به ماركو ماتراتزي ستاره ميمون اينتر اشاره كرد .

واسه كيه ؟

من اگه مي دونستم چهار تا آدم علاف مثل اين اكبر گنجي كه را افتاده رفته پارلمان اروپا اراجيف سر هم كرده واسه كي و چي تو سر خودشون مي زنند خوب بود ! مثلا مي خواد كي بياد بزنه و سرش كه بشينه سر جاش ، اين همه زور ميزنه تا تو سري خورش عوض بشه و يكي ديگه بياد محكمتر يزنه تو سرش تا بميره !

سياست چيه ؟
برو فكر يك لقمه نون باش !

دبستان احساني

ظهر داشتم بر ميگشتم خونه سر راه رفتم بانك ملت و اونجا خانم زادگان راديدم و بعد از اون هم رفتم دبستان احساني ، جايي كه 16 سال پيش دبستانم را اونجا بودم ، تا رسيدم دم در ورودي مدير دبستان آقاي معتمدي را ديدم ، خيلي پير شده بود ، رفتم جلو گفتم سلام ! ( هنوز انگار ازش مي ترسيدم ، نه اون ترسي كه فكر مي كنينا ) آقاي معتمدي گفت سلام ، گفتم باغستاني هستم ، گفت بللللهههه ، پرهام !
هنوز بعد از 16 سال يادش بود منو و اونم به اسم كوچيك ، ديگه ببيني چه شري بودم !
خلاصه 30 دقيقه به بگو و بخند ، همه معلم و كادر مدرسه بازنشسته شده بودند !
خانم پورپشنگ ، چهارباغي ، گلستانه ، فرهمند ، زادگان ، عظيمي و آقايان ايرواني ، لر و خيلي هاي ديگه كه الان اسم همشون خاطرم نيست ، كلي گفتيم و خنديديم و دبستاني هاي شيطون ، توي همون هين كه نشسته بودم يكيشون اومد و يك حالتي از در اتاق رفت بيرون كه انگار سوار ماشين ! آقاي معتمدي صداش زد گفت داورپناه بيا اينجا ، گفت بله آقا ؟ آقاي معتمدي هم گفت ماشينتو خاموش كن و بعد برو !
يكي ديگه اشون توي صخره نوردي مقام اورده بود !
خلاصه كلي ياد گذشته ها كرديم ، 7 سال پيش با امين رفته بوديم اونجا ، آقاي معتمدي گفت فيلم يك اجراهاتو توي هلال احمر مي خوام ، امين گفت آقا فردا ميارم براتون ، آقاي معتمدي گفت نه آقا هول نكن هر وقت رد شدي بيار ! به آقاي معتمدي گفتم شاگرداتون مي شناختين كه گفتين هروقت رد شدي بيار ، چون امين آقا 7 سال از اينجاها رد نشده ( روزي 4 بار رد ميشه از اونجا يعني به عبارتي توي 7 سال گذشته حدود 2555 بار رد شده ، اما خوب يادش ميره ! )
خلاصه اونقدر غرق صحبت شديم كه مي خواستم عكس بگيرم يادم رفت ، ولي ياد و خاطره كلي از دوران ها واسم زنده شد ، خيلي روز جالبي بود .