سقف قرارداد در لیگ برتر و مقایسه درآمد فوتبالیست ها با سایر مشاغل

این روزها مهمترین بحث فوتبال ایران قانون سقف قراردادها و دستمزد فوتبالیست هاست ، مقایسه و صحبت هایی هم که میشه گاها بدون هیچ بررسی زده میشه که فلان کارگر و کارمند و استاد و مهندس مگر چقدر میگیره که فوتبالیست چند میلیون بگیره و از این قبیل صحبت ها و مقایسه ها بدون هیچ بررسی صورت میگیره

نمونه این نوشته های غیرکارشناسی نوشته پارس فوتبال و سردبیر عصر ایران با عنوان "آقای قلعه نویی! 29 میلیون تومان دستمزد ماهانه كم است؟! / مگر در این مملکت کارگر و کارمند و استاد دانشگاه سقف قرارداد ندارند؟/ پیشنهادی به امیر و دوستان"  است ، از این قبیل نوشته ها بسیار زیاد هست

اما به نظر شخصی من دستمزد فوتبالیست ها بسیار متعارف هست ، چرا ؟ بنا به دلایل زیر!
از سردبیر عصر ایران سوال دارم چه مشاغلی و چه افرادی را بررسی کردن که این صحبت ها و توهین ها را به امیر قلعه نویی و سایر فوتبالیستها را در نوشته ای تحت عنوان مقاله بیان کردن ؟ مشخصا هیچ اطلاعی نه از سایر مشاغل و نه سایر صنایع ندارند که اینگونه توهین آمیز مطالب خودشون را بیان کردن
اما من برای شما بررسی میکنم !

هر جامعه ای اعم از پزشکان و مدیران و مهندسین را بررسی کنیم در همین مقایس پول رد و بدل میشه ، اما اول از همه یادمون باشه فوتبالیست نیز مانند مهندس و دکتر و استاد و ... یک متخصص است و فوتبال نیز یک صنعت است ، یعنی عده ای از راه فوتبال کسب درآمد میکنند و مانند سایر مشاغل کار میکنند ( تمرین میکنند )

دکتر .... متخصص قلب پزشک بسیار برجسته ای است ، هر ویزیت وی هزینه ای حداقل ۳۰ هزار تومانی داره و روزی ۱۰۰ بیمار را هم ویزیت میکنه ، هزینه هر عمل جراحی توسط ایشون هم بالغ بر ۲۰ میلیون تومان است و هفته ای دو عمل جراحی انجام میده ، اگر فرض بگیریم ایشون ۴-۵ روز در هفته بیمار ویزیت میکنه و هفته ای ۲ عمل هم انجام میده یعنی روزانه ۳ میلیون یعنی در هفته حدود ۱۵ میلیون به اضافه ۴۰ میلیون هزینه درآمد داره یعنی در ماه ایشون ۲۰۰ میلیون درآمد داره ، یعنی در سال حدود ۲ میلیارد تومن درآمد داره ! تازه ایشون ۲۰-۳۰ سال یا بیشتر میتونه کار کنه ( حتی اگر روزی ۵۰ نفر را هم ویزیت کنه یعنی به صورت فوری ویزیت کنند و یک عمل هم انجام بده مبلغ ۱ میلیارد داره ولی خب دکترهایی داریم که همین جوری شاید در حد ۵ دقیقه یک مریض را ویزیت کنند )
فکر میکنید چند پزشک و متخصص قلب مثل ایشون داشته باشیم که چنین درآمدی کسب کنند ، در کل ایران شاید ۲۰-۳۰ متخصص بیشتر مثل ایشون نداشته باشیم پس ایشون حق داره به خاطر سوابق و تلاش و دستمزدش این هزینه را بگیره

مثال دوم مهندس ...... کارشناس ارشد برنامه نویسی یکی از بزرگترین شرکت نرم افزاری ایران دستمزد پایه ماهانه اش حدود ۸ ملیون تومن هست و با اضافه کاری و پاداش و کارانه و بسیاری از موارد دیگه دستمزد دریافتی ایشون بالغ بر ۱۵ تا ۲۰ میلیون میشه و پاداش آخر سالی حدود ۲۰-۳۰ میلیون تومن هم داره ، ایشون هم میتونه ۳۰ سال کار کنه
فکر میکنید چند نفر مثل ایشون در ایران هست ؟ شاید همان تعداد ۲۰-۳۰ نفر با این میزان دستمزد در ایران باشه که هست ، از مدیر پروژه تا مهندس نرم افزار و مدیران ارشد

و اما فوتبالیست ، عمر مفید بازی حرفه ای یک فوتبالیست در ایران حدود ۱۰ سال است ، نمونه هایی مثل علی دایی و کریم باقری و فرهاد مجیدی و مهدوی کیا و هاشمیان و سید مهدی رحمتی ، بقیه شاید ۴-۵ سال ، این فوتبالیست ها که بدون مزایایی مثل بیمه هستند در طی حدود ۷-۸ سال میتونند درآمد زیادی داشته باشند مثلا سالانه مبلغی حدود ۶۰۰ میلیون دریافت میکند ، از ۱۸ تیم لیگ برتری فوتبال ایران و ۲۰ تیم دسته یک و ۲۰ تیم دسته دوم که حدود ۱۸۰۰ بازیکن سطح بالا فقط ۱۰-۲۰ نفر دارن دستمزد بالای ۳۰۰ میلیون دریافت میکنند و فقط ۱۰ یا نهایتا ۱۵ بازیکن در ایران دستمزد بالای ۵۰۰ میلیون دریافت میکنند
تازه میزان خطر و مصدومیت های زیاد فوتبالیست ها را هم اضافه کنید که اگر مصدوم شد دیگه هیچ آینده ی روشنی نداره ، نمونه بارزش مجتبی جباری است که طی دو سال گذشته رقمی حدود ۲۰-۳۰ میلیون از باشگاه استقلال دریافت کرد !

فکر میکنید از چندین هزار بازیکن فوتبال چند نفر سرمربی لیگ برتری میشن تا مانند علی دایی و قلعه نویی و مظلومی دستمزد بالایی دریافت کنند ، فقط ۴-۵ نفر سرمربی لیگ برتر دستمزد بالایی دریافت کنند و بقیه اکثرا بعد از دروان بازیگری دیگه حضور فعالی در فوتبال ندارند تا مانند بسیار از مشاغل دوران حرفه ای کاری ادامه داری داشته باشند یعنی اگر مانند سایر مشاغل به فوتبال نگاه کنیم مقیاس حضور فوتبالیست سطح بالا نسبت به دکتر و مهندس و مدیر در مقیاس بسیار پائین تری قرار دارد

اگر هم صحبت از حرفه ای بودن و بین المللی بودن هست که من یک سوال دارم کدام مشاغل و تخصص های ایرانی در حد جهانی و حرفه ای که مثلا بگوئیم فوتبالیست چون ۱۰۰٪ حرفه ای نیست نباید پول حرفه ای بگیره ! مگه اون مهندس و مدیر دارن ۱۰۰٪ حرفه ای عمل میکنند که دستمزدهای میلیونی و معادل جهانی میگیرند ؟
به طور مثال دریافتی یک مهندس ارشد در ایران برابر با یک مهندس ارشد در کشوری مثل فرانسه است که برابر با معادل جهانی دستمزد است ولی یک فوتبالیست ایرانی در حدود یک پنجم تا یک دهم یک فوتبالیست حرفه ای در فرانسه است ( البته این مقایسه اشتباه است چون بسیار از معیارهای کسب درآمد و مالیات و غیره بسیار متفاوت هستند )

پس به همون میزان دکتر و مهندس و مدیر پروژه در فوتبال نیز فوتبالیست ها دستمزد بالایی کسب میکنند ، اگر دکتر و مهندس در دانشگاه تحصیل کرده اند فوتبالیست نیز ۱۰-۱۲ سال جوانی اش را برای فوتبال و تمرین وقت گذاشته پس هر دو یک مدت زمانی را برای کسب مهارت وقت گذاشتند نمیشه گفت چون اون درس خونده باید فلان قدر بگیره و فوتبالیست چون درس نخونده این درآمد را نداشته باشه
البته تمامی این محاسبات بدون افزایش دستمزد سالانه است و همگی از یک دستمزد پائین شروع کرده اند و در طی حدود ۲۰ سال میتوانند دستمزد بالایی دریافت کنند

نکته مهم این هست که باید ساختار فوتبال درست بشه نه اینکه عده ای فوتبالیست به بهانه اینکه این پول از بین المال هزینه میشه نباید دستمزد بالایی بگیرن ! اگر بخواهیم ملاک دریافت دستمزد را بیت المال قرار بدیم پس حقوق میلیونی برخی مدیران نیز را بررسی کنیم نه فقط فوتبالیست که از کمترین حقوق برای قوانین کار برخودار است و باید ۱۱ ماه از ۱۲ ماه سال را به طور مداوم تمرین و بازی کند


سقف قرارداد باعث میشه تا شایسته ها متمایز نشوند و همه با وجود عدم شایستگی درخواست سقف دستمزد را نمایند ، به طور مثال آقای ایکس دروازه بان ثابت تیم ۱۴ جدول لیگ برتر بهترین بازیکن تیم اش هست ولی آیا این بازیکن با سید مهدی رحمتی دروازه بان ثابت سپاهان قهرمان ایران و دروازه بان شماره ۱ تیم ملی و تیم امید در یک سطح است که هر دو مبلغ ۳۵۰ میلیون تومان دریافت کنند ؟
 همین مشکل در آمریکا در MLS وجود داشت که باعث میشد تا بازیکنان بزرگ فوتبال جهانی روانه آمریکا نشوند و سر از کشورهای عربی مانند قطر دربیاورند ولی با تصویب قانون دیوید بکهام که با ورود دیوید بکهام به MLS تصویب شد باعث شد تا بازیکنان حرفه ای دستمزد بالاتری دریافت کنند که این مورد باعث رشد بیشتر فوتبال در آمریکا شد ، نمونه این رشد بدلیل دریافت دستمزد بالاتر در ساختار حرفه ای را در ورزش بستکبال و در آمریکا با NBA مشاهده میکنید که بسکتبالیست ها دستمزدهای بالایی دریافت میکنند به گونه ای که از ۳۰ ورزشکار پردرآمد جهان ۲۰ نفر در لیگ NBA مشغول به بازی هستند

اگر شما خودتون را در این حوزه هایی که مثال زدم نمیبیند تلاش کنید تا به اون سطح برسید ، به طور مثال در حوزه کاری خودم وب و نرم افزار اگر ۱۰ سال ( که مدت بسیار زیادی هست و شاید در طول ۵ سال هم بشه حرفه ای شد ) کسی تلاش کنه و واقعا حرفه ای عمل کنه بعد از ۱۰ سال با گسترش حوزه کاری و پروژه های بسیار زیاد میتونه دستمزد چند میلیونی داشته باشه

حاضرم در این زمینه با هر کسی مناظره کنم و متقاعدش کنم دستمزد دریافتی فوتبالیست ها متعارف هست

پی نوشت : من طرفدار امیر قلعه نویی یا بازیکن خاصی نیستم ولی منکر موفق بودن امیر قلعه نویی در ساختار فعلی فوتبال ایران نمیشم و فرد موفق یا با سیاست یا هر عنوانی که شما روش میزارید باید چنین دستمزدی دریافت کنه ، همین طور منکر موفق و تاثیر گزار بودن بازیکنانی مثل سید مهدی رحمتی ، فرهاد مجیدی و کریم باقری و سایر بازیکنانی که دستمزد بالای ۴۰۰ میلیون میگیرند نیز نیستم ، امروز هم مطلع شدم گویا امیر قلعه نویی با یک قرارداد ۸۰۰ میلیونی + ۲۰۰ میلیون پاداش صعود به آسیا یا قهرمانی در لیگ برتر به تراکتورسازی تبریز پیوسته

در وصف پپ گواردیولا

من طرفدار بارسا نیستم ، من یک رئالی دو آتشه هستم !
ولی واقعا نمیتونم هیچ جوره موفقیت های مردی همچون پپ گواردیولا را نادیده بگیرم ، پپ گواردیولا مردی که طی ۳ سال ۲ بار فاتح لیگ قهرمانان اروپا شده است ، پپ در ۳۸ و ۴۰ سالگی دو بار فاتح لیگ قهرمانان اروپا شده است ، مردی موفق که هر زمانی از موفقیتش حرف میزنم مو به تنم سیخ میشه


واقعا در وصف موفقیت این مرد هیچی نمیشه گفت ، فریادهای پپ گواردیولا پر از انرژی جوانی است ، انرژی که فریاد های پپ به آدم منتقل میکنه وصف ناپذیر است ، لبخند رضایت که بر روی لبانش نقش بسته واقعا از صمیم قلب هست و شادی وصف ناپذیری به آدم منتقل میکنه
پپ گواردیولا واقعا لایق قهرمانی بود و فکر نمیکنم هیچ کسی شایسته تر از گواردیولا و بارسا برای قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا ۲۰۱۱ باشه .



دو سال پیش گفتم باز هم میگم از پپ گواردیولا و بارسا درس بگیریم
عکس های بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا ۲۰۱۱

بی‌خوابی

این گوش های من حکم اتاق موسیقی عالی قاپو را داره ، یک سری صدا توش ضبط شده از چندین ماه پیش و هی تکرار میشه هی تکرار میشه ، اینقدر آهنگ با صدای بلند گوش کردم که سرم درد گرفته ، این هدفون ها را امشب توی مخم فرو کردم ولی بازم نشد که نشد که نشد

این صداها دلیلی بی خوابی من شده
میدونم الان هم بخوابم اینقدر خواب دری وری میبینم که انگار ۲-۳ دست چلوکباب خوردم و با شکم پر خوابیدم

ناصر حجازی افسانه است ، افسانه ها هرگز نمی‌میرند



ناصر حجازی افسانه بود ، افسانه ها هرگز نمی‌میرند
متاسفانه ساعاتی پیش ناصر حجازی دروازه‌بان اسطوره ای استقلال و تیم ملی ایران و سرمربی اسبق استقلال و سپاهان و ذوب آهن بدلیل سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت

نمیدونم در وصف ناصر حجازی چی بگم ، این چند ساعتی که خبر درگذشت اش را اعلام کردند مات و مبهوت موندم ، منتظرم مثل دیروز تکذیب بشه ولی انگار واقعیت داره

یادش بخیر دبیرستان بودم ناصر حجازی سرمربی سپاهان بود و بعد از استقلال برگشت ۲-۳ سالی اصفهان و سرمربی ذوب آهن بود ، ازش خیلی خوشم میومد ؛ روزهایی که اصفهان بازی داشتند از دبیرستان ( دانشیاران ) کتاب را میزاشتم زیر بغلم و میرفتم سمت ورزشگاه ۲۲ بهمن دم سه راه حکیم نظامی ، نیکمت ذوب آهن سمت شمال ورزشگاه بود ، میرفتم سمت جایگاه پشت نیمکت ذوب آهن مینشستم تا ناصر حجازی را ببینم

آخرین افتخار استقلال در آسیا را هم ناصر حجازی در جام باشگاه های آسیا برای استقلال بدست آورد که نائب قهرمانی بود

نمیدونم در مورد ناصر حجازی چی بگم و فقط منتظرش بودیم تا بازم بیاد ورزشگاه ، تا این اواخر هم کنار استقلال بود
یک کلاه گذاشته بود سرش که کسی نبینه موهاش ریخته ، که کسی نبینه اینقدر لاغر و نحیف شده
پاشو ناصر خان ، پاشو همه دم بیمارستان ایستادن تا بیای ، پاشو ناصر ، چرا خوابیدی ؟



زنده باد ناصر حجازی
روحش شاد و یادش گرامی باد

ماجرای تکراری سهمیه ایران در جام باشگاه های آسیا

بی مقدمه مینویسم ، الان ۲-۳ سالی هست که تا پایان لیگ برتر فوتبال ایران فرا میرسه صحبت های مسئولین فدراسیون فوتبال یا بهتر بگم فریبکاری آقایون شروع میشه و اعلام میکنند که ایران بدلیل نداشتن حد نصاب لازم ۴ سهمیه اش در جام باشگاه های آسیا قطعی نیست و ناظران و بازرسان در حال بازرسی باشگاه ها هستند تا سهمیه مشخص بشه و ما هم داریم تلاش میکنیم تا سهمیه ایران ۴ تیم بشه !

۱۳۸۹/۲/۳۰ : عزیز محمدی به مهر خبر داد: اشکالات بازرسان AFC به دو ورزشگاه لیگ برتر/ ابهام در سهمیه ایران!

نمونه ی خبر بالا خیلی زیاد در سایت های خبری ایرانی و یا از قول مسئولین فدراسیون فوتبال نقل شده ولی واقعیت این موضوع چی هست ؟
آیا کنفدراسیون فوتبال آسیا اینقدر بی قانون هست که هر سال جلسه بگیرن و تصمیم بگیرن هر کشور چه تعداد تیم سهمیه داشته باشه و در کدام جام باید شرکت کنه ؟
جواب خیر است !

یک مثال ساده میزنم : فرض کنیم چند میلیون نفر از یک سال قبل برای کنکور سال ۱۳۹۰ آماده شده اند و تیرماه سال ۱۳۹۰ کنکور دادن در شهریور نتایج اعلام شده و انتخاب رشته کردن بعد تازه سازمان سنجش و وزارت علوم بیان برای ظرفیت دانشگاه ها تصمیم گیری کنند ! خب مسلما چنین چیزی غیر ممکن هست ، تموم این مراحل قبل از رقابت مشخص میشه نه بعد از اتمام کنکور و اعلام نتایج !

کنفدراسیون فوتبال آسیا کمیته های ویژه ای برای جام باشگاه های آسیا تشکیل داده و این کمیته حداقل و حداکثرهای جام باشگاه های آسیا را تا فصل ۲۰۱۲ مشخص کرده است و سندی را تحت عنوان "Criteria for Participation in AFC Club Competition" یعنی معیارهای شرکت در رقابت های باشگاهی کنفدراسیون فوتبال آسیا و در این سند به صراحت اعلام شده که تا سال ۲۰۱۲ معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا برای رقابت در عرصه جام باشگاه های آسیا تغییری نخواهد کرد

صفحه ی اول این سند را در زیر مشاهده میکنید

در صفحه ی اول به صراحت ذکر شده معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا برای بخش های مختلف از سازماندهی لیگ ، تماشاگر و بازاریابی و مسابقات چه میزان است ، در صفحه ی چهارم این سند هم سهمیه تیم ها از سال ۲۰۰۹ تا زمان معتبر بودن این سند یعنی سال ۲۰۱۲ ذکر شده است و برای ایران نیز IR Iran (4 Teams)  ذکر شده است

طبق روال گذشته کنفدراسیون فوتبال‌ آسیا در آذرماه برای سال بعد یعنی سال ۲۰۱۳ تصمیم گیری خواهد شد و هیچ صحبت و بازرسی در سهمیه کشورها تا سال ۲۰۱۳ تاثیر گزار نیست ! سال گذشته هم صحبت هایی مبنی بر کم شدن سهمیه ایران وجود داشت که در پایان دیدیم که واقعیت نداشت و سال آینده ۲۰۱۲ نیز ایران با ۴ سهمیه در لیگ قهرمانان آسیا حضور پیدا کرد

Criteria for Participation in AFC Club Competitions در سایت AFC
اطلاعات بیشتر در مورد لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا ۲۰۱۲ در ویکی پدیا

روایت تصادف


تصادف مهیبی رخ داده
خبرنگاران با آب و تاب فراوان ماجرای تصادف را نقل میکنند و گزارش تهیه میکنند
برخی مردم از اینکه ساعاتی قبل سر تصادف بودن و یا ماشین سانحه دیده دقایقی پیش از کنار آنها رد شده است حرف میزنند
مردم عادی در مورد تصادف حرف میزنند و ماجرای تصادف را با آب و تاب فراوان و با تلفن برای دوستان خود نقل میکنند و یا دارن با موبایل خودشون از صحنه فیلم و عکس تهیه میکنند

ولی هیچ کدام به این فکر نمیکنند اون بیچاره که توی این تصادف ماشین و زندگی اش را از دست داده چی شده و چه حالی داره چون سانحه دیده نیستن خیلی راحت در مورد تصادف حرف میزنند و داستان اش را نقل میکنند
همه نهایتا ۱-۲ ساعت یادشون هست و بعد یادشون میره اصلا چی شده ولی فرد سانحه دیده ممکنه تا ماه‌ها و سالها اثر تصادف روی جسم و زندگی اش سایه بیاندازه

البته من بهشون حق میدم ، یکی برای شغلش این کارو انجام میده و یکی دیگه چون اتفاقی را از نزدیک شاهد بوده است

امتحان

یک زمانی میگفتم خوبی کار من اینه که اون سرمایه کارم توی ذهنم هست یعنی هر اتفاقی هم بیافته باز دوباره شروع میکنم یعنی شکست مالی برای کسی که کارش توی ذهنش هست معنایی نداره ، دوباره شروع میکنه

نمونه اش Evan Williams بود که بر مقطعی به خاطر راه اندازی سرویس بلاگر شکست بزرگی خورد ولی با فکر بزرگی که داشت دوباره شروع کرد و توئیتر را راه اندازی کرد ، یکی از دلایل موفقیت دوباره Ev این بود که سرمایه اش توی فکرش بود

نمیدونم الان کجا هستم ولی بدلیل اتفاقی که افتاد بعد از یک دهه کار کردن باعث شد تا بعضی چیزا از دست بره ، نمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه کارم جوری نبود که سرمایه ام از بین بره ولی انگار خدا داره حرفای 6-7 سال پیش ام را ام امتحان میگیره ، ازم امتحان میگیرم تا بفهمم من که میگفتم اگر سرمایه ام از بین بره آیا میتونم دوباره از اول شروع کنم ؟

فعلا دارم دوباره از اول شروع میکنم ، دوباره از اول بدون هیچی فقط با یک لپ تاپ و یک گوشی موبایل مثل 10-12 سال پیش شروع کردم ، دارم تلاش میکنم همه چیز برگرده ، دارم تلاش میکنم ببینم آیا هنوز فکرم اونقدر جوون هست که دوباره همه ی اون چیزا را دوباره بسازه

اینجا و در این مقطع زمانی دوستان خوبی دارم که دارن بهم کمک میکنند امیدوارم روزی فرصتی باشه که بتونم کمک هاشون را جبران کنم

داستان بلاگر را از وبلاگ یک وجب خاک اینترنت بخونید

برای استیل آذین که منحل شد !

ساعاتی پیش استیل آذین جوانمردانه یا ناجوانمردانه به پرسپولیس باخت ، اینجا و اینجا ، نمیخوام در مورد جوانمردانه یا ناجوانمردانه بودن برد پرسپولیس بنویسم چون قبلا حدودی در پست "تاریخ در مورد دربی هفتادم" چه میگوید نوشتم ، شاید بعدا در یک پست جداگانه به این موضوع اشاره کردم .

قبلا در مطلب "نوکیسه ها در فوتبال ایران" به حضور برخی افراد در فوتبال بدلیل توانایی مالی اشون نوشتم ، امروز بعد از باخت پرسپولیس هدایتی در مصاحبه ای کوتاه با فارس نیوز اعلام کرد تیم استیل آذین منحل شده و از ادامه ی لیگ برتر انصراف داده است!
گرچه با توجه به سوابق هدایتی بعید نیست فردا صبح این خبر تکذیب شود ولی با توجه به وضعیت جدول لیگ در 4 هفته پایانی و اختلاف امتیاز 4 امتیازی استیل آذین با تیم 17 ام جدول سقوط استیل آذین تقریبا قطعی شده است.
البته این اولین بار نیست که هدایتی از تیم داری منصرف میشه !
قبلا هم زمانی که بعد از یک فصل هزینه کردن زمانی که در بازی رفت و برگشت استیل آذین به سپاهان نوین باخت و فرصت حضور در لیگ برتر را از دست داد اعلام کرد که قصد تیم داری نداره ولی بعد از یک فصل اومدن لیگ برتر و دوباره تیم داری و این 1-2 فصل اخیر هم هر زمانی تیم مشکل داشته اعلام کرده قصد تیم داری نداره !
امروز هم که بعد از شکست از پرسپولیس تیم استیل آذین را منحل کرد !


متاسفانه حسین هدایتی به شخصه با اسم کمک به فوتبال ایران 20-30 بازیکن جدید و قدیمی فوتبال ایران را نابود کرد ، علی کریمی ، مهدی مهدوی کیا ، فریدون زندی ، سیاوش اکبرپور ، حسین کاظمی ، سوشا مکانی ، میلاد زنیدپور ، حسن اشجاری ، محمد غلامی ، حسین کعبی ، محسن خلیلی ، امیر شاپورزاده ، مهرزاد معدنچی ، علیرضا واحدی نیکبخت ، محمد پروین ، فرزاد مجیدی ، حامد کاویانپور ، علی انصاریان هر کدوم از ارکان کلیدی یک تیم بودن ولی در استیل آذین همه این بازیکنان افول کردن و حتی از تیم ملی هم کنار گذاشته شدند
بعد از اسطوره های قدیمی فوتبال ایران بودن که توسط استیل آذین نابود شدن ، علی پروین ، حشمت مهاجرانی ، محمود یاوری ( کار به جایی رسیده که محمود یاوری توانایی روبرو شدن با خبرنگاران را نداره ) و مربیان جدید و آینده داری همچون افشین پیروانی و محمد خاکپور نیز کسانی بودن که بدلیل عدم مدیریت صحیح از گردونه فوتبال خارج شدن !

مدیریت ضعیف استیل آذین و نیمه عربی حسین هدایتی فقط و فقط باعث نابودی فوتبال شد و رفتن استیل آذین از این فوتبال واقعا هیچ خلاء را در فوتبال ایران ایجاد نمیکنه !

آقای حسین هدایتی وقتی شما همه چیز را در بازیکن خریدن بدون انتخاب سرمربی میبیند باید فکر اینجا را میکردید !
آقای حسین هدایتی وقتی با سیاوش اکبرپور و حسین کاظمی در ویلای لواسان قرارداد میبندید باید بدانید این تیم سرنوشتی جز موقعیتی فعلی ندارد. منبع
آقای حسین هدایتی وقتی شما نمی توانید هنوز برای تیم خود یک سرمربی انتخاب کنید چرا ضعف مدیریتی خودتون را به فوتبال بخش خصوصی نسبت میدین ؟
آقای حسین هدایتی پول همه چیز نیست

متاسفانه استیل آذین تیمی نبود که در لیگ برتر ایران حضور داشته باشه و خوب یا بد باید چنین تیم های بی بضاعتی از لیگ کنار گذاشته بشن تا تیم های واقعی در لیگ برتر حضور داشته باشند

1000مین پست وبلاگ 21 آبان


این هزارمین پست این وبلاگ هست ، وبلاگ نویسی را من از بلاگر و از آبان 80 شروع کردم ولی مدتی از یونیکد بی خبر بودم ! واسه همین توی بعد از یک وقفه کوتاه توی پرشین بلاگ و بعد بلاگ اسکای نوشتم و بعد از اون طی 5-6 سال گذشته توی بلاگر با "هفته های خاکستری" نوشتم و چند سالی هست که به قول وبلاگ نویسا دات کام شدم و با اسم 21 آبان که تاریخ تولدم هست مینویسم

دوست دارم خیلی بیشتر و بهتر توی این وبلاگ بنویسم و امیدوارم این اتفاقات در دهه ی جدید عمر وبلاگ نویسی من اتفاق بیافته

بهترین پست های سالهای اخیرم این مطالب بود :

تاریخ درباره‌ی دربی هفتادم چه میگوید ؟

به قول یک دوستی ما ایرانی ها آدم های خاطره بازی هستیم



دربی هفتادم با برتری 1-0 استقلال مقابل پرسپولیس به پایان رسید ولی با گذشت چند ساعت از دربی هفتادم و چند ماه از دربی شصت و نهم پرسپولیسی ها هنوز از فرصت های زیاد از دست رفته و برتری صحبت میکنند ولی وقتی ده ها موقعیت گل از دست رفته واقعا چه حرفی برای گفتن هست ؟ فوتبال یک ورزشی که آخرش فقط نتیجه دیده میشه و امتیازی به موقعیت های گل از دست رفته تعلق نمیگیره !

فرض میگیریم در دربی شهریور 1352 که با برتری 6-0 پرسپولیس به پایان رسید استقلال 10 موقعیت گل و پرسپولیس فقط همان 6 موقعیت گل را داشت ولی امروز تاریخ در مورد اون بازی چی میگه ؟ در تاریخ نوشته شده در روز 16 شهریور 1352 تیم پرسپولیس با نتیجه 6-0 استقلال ( تاج ) را شکست داده و هیچ کسی از موقعیت های از دست رفته استقلال صحبتی نمیکنه !

دربی هفتادم نیز به پایان رسید و چیزی که از این دربی باقی می مونه یک نتیجه است ، نمیدونم چرا ایرانی ها عادت دارن با خاطره ها و گذشته ها بازی کنند ! تیمی در فوتبال برنده است که از حداقل موقعیت ها بهترین استفاده را بکنه ، وقتی مهاجم تیم پرسپولیس نمیتونه دروازه خالی را باز کنه یا از توپ های بادآورده استفاده کنه دلیل برتری نمیشه ، گرچه به نظر من این بازی و کلا دربی ها نبرد بی تاکتیک ها بوده و نبرد بی تاکتیک ها را استقلال برد !
اگر این بازی را مثل بازی های یوفا از لحاظ پاسکاری و مالکیت توپ و ... بررسی بشه میبینید که 20 سانتر استقلال روی دروازه و 7 موقعیت گل پرسپولیس و سایر آمار صرفا از روی شانس نصیب دو تیم شده و تیمی برنده بازی است که از این حداقل فرصت ها استفاده کنه .

بهتره به جای خاطره بازی با فرصت های از دست رفته به فکر حل مشکل تیم باشند تا در بازی های بعدی چنین بهونه هایی به خاطر عدم نتیجه گیری نیاورند ، حالا به فرض هم اگر پنالتی بوده باشه یک پنالتی برای تیم پرسپولیس گرفته میشد و با پنالتی دقایق آخر بازی مساوی میشد ! آخرش چی ؟

مشکل خیلی بزرگتر از نگرفتن یک پنالتی است ، مشکل چیزی به اسم مهاجم فرصت طلب هست ؛ آرش برهانی مهاجم کاملی نیست چون اگر مهاجم کاملی بود باید هر فصل با این همه موقعیت بالای 20 گل میزد ولی به نظر من مهاجم فرصت طلبی است ، این چند بازی اخیر که آرش برهانی گل زده را ببینید وقتی به سمت دروازه حمله میکنه و به هر صورتی هست تلاش میکنه ضربه بزنه نه اینکه مثل غلامرضا رضایی دروازه بان را دریبل بزنه و خودش را هم جا بزاره !

در آخر با این حرفها و فرصت های از دست رفته هیچی در فوتبال تغییر نمیکنه که برنامه ی نود چند ساعت برنامه را به چنین مسائلی اختصاص میده ، به فکر جلو رفتن باشیم تا در آینده و بازی های بعد تیم بتونه نتیجه ی بهتری بگیره

شهرآورد تهران در ویکی پدیا
گزارش تصویری شهرآورد هفتادم