مستي و راستي

تا حالا مست بودين ، طعم مستي را چشيدين ؟
مي دونين تا ميگن مستي و راستي يعني چي ؟
اصلا مي دونين چرا آدم مست ميشه ؟ مي دونين چرا بعضي ها تا مست ميشن همه حرفي مي زنند ، مي دونين چرا بعضي ها تا مست مي شن خيلي كارها مي كنند ؟؟؟!!!

داريوش داره مي خونه :
در این حال مستی صفا کردم
تو را ای خدا من صدا کردم
از این روزگاری که من دیده ام
چه شبها خدایا خدا کردم
نهادم سر سجده بر خاکت
به درگاهت امشب دعا کردم

در حالت معمولي خون به همه ي قسمتهاي مغز ميرسه ، بعضي جاها و بعضي قسمتها كم و بعضي زياد ، بستگي به اون قسمت داره ، وقتي فرد مشروبات الكلي و كلا به هيجان ميرسه با هر چيزي چون مشروبات هم خودش هيجان ايجاد ميكنه مصرف مي كنه ، اولين چيزي را كه روش اثر ميگذاره و تسريع ميكنه ، جريان خون و اين جريان هنگامي سريع ميشه به همه جا ها ميرسه و اگر كسي حرفي يا چيزي داشته باشه و نگفته باشه توي يك قسمتي از مغز ذخيره ميشه و هنگام تسريع عمل گردش خون ، خون به اون قسمت هم ميرسه و فرد حركات و رفتارهاي نا معقولي ازش سر ميزنه ، خيلي ها هم اثري روشون نميذاره ، چون ممكنه چيزي وجود نداشته باشه و يا اونقدر كنترل داشته باشند كه بتوننند خودشونو كنترل كنند ، به خاطر همينه بعضي ها از آدم مست ميترسند ، چون خيلي هاشون حركاتي را مي كنند كه جامعه داره اونا را ازش جلوگيري ميكنه !!
اروپا چنين چيزي نيست چون آزادي و اكثرا اگر هم كسي اهلش باشه به قول معروف گند كاريش را ميكنه و بعد ادامه ميده !! به هر حال بگذريم .
داريوش داره مي خونه باز !!!!
آدم وقتي مست باشه خود ، خود ، خودش ، اون زمان يه جوري مست بودند و حالا هم يك جور ديگه و هر كسي با يك چيزي با يك بوئي و ... مست ميشه به خال اون چيز خاص روش اثر ميكنه و يا هيجان ايجاد ميكنه و يا اثري ميذاره كه باعث تسريع خون ميشه .
مثل خيلي ها ، مثل حافظ ها و سعدي ها ، كه بارها براي مست و شعر سرودند .

اما مي دونين چيه دوست دارم همه مست باشند تا خودشون باشند ، برداشت بدي نكنين ، شايد بذارين پاي مستي من ، آخه ميگن " مستي و راستي " شايد مي خواستم اينو بگم . و ....
شب خوش

زيرنويس :
فكر منحرف نكنين كه تا حرف مستي ميشه ، فكر ودكا و ويسكي و اين چيزا باشين

دبستان و موضوع علم بهتراست يا ثروت ؟

دبستان كه بوديم
ار بس هم كه ما درس خونديم ، البته دبستان را خونديم ، ديگه از دبيرستان ول شد !!!
بعد از اون موضوع هاي كذائي "تابستان خود را چگونه گذرانديد" و ما هم صبح همون روز يك كمكي اراجيف و چاخان پاخان مي كرديم كه آره رفتيم فلان جا و فلان جا ، حالا ما همش تو كوچه و صداي مامان بنده خدا بالا بود كه شب شد ديگه بيان تو خونه و به قول مازيار ديگه ساعتي خونه بوديم كه ديگه ساعت سوپور و دزد ها بود !!!
يادش به خير مي گفتند روزهاي عيد را چگونه گذراندين و ما هم صبح 14 فروردين كه مي خواستين بريم مدرسه به مامان مي گفتيم ساعت 6 بيدارمون كنه تا هر 13 روز را با هم بنويسيم
يك بنده خدايي تو پيك بهاريش نوشته بوند زير هر روزي كه مسواك بزنين و تا مسواك زدين اينجا را علامت بزنين ، اون بنده خدا هم روز 13 فروردين شب تا صبح مشغول مشواك زدن 13 روز بوده كه تا علامت مي زنه يك دفعه دورغ نگفته باشه ، بازم به صداقت بچه هاي اين دوره زمونه !!!

بايد اين موضوع " علم بهتر است يا ثروت " را هر سال به هر كسي كه داره درس مي خونه بدن ببيند چه تغييري مي كنه ، به سال اول راهنمائي نرسيده مبيبينين ميگه "ثروت" !!!

ديگه به سال سوم كه مي رسيديم ( شنيدم كه خانم رقاع معلم سوم دبستانم فوت كرده ، اگه فوت مرده خدا بيامرزدش ، خدا وكيلي اگه پس گردنيش نبود هميني هم كه هستم ، هم نبودم)معلم ميومد و ميگفت موضوع انشاء "علم بهتر است يا ثروت" ، بچه ها هم خركيف مي شدند و شروع مي كردند به نوشتن اراجيف كه آره بابامون گفت كه اگه درس نخونين سوپور ميشين و از اين چيزا و همه درس خوندند ( جون عمه هاشون ) كه پولدار شدند و ال و بل و ولي حالا چي ؟؟؟
بازم درس بخونيم ؟ ، د آخه همين درس هم كه ديگه بدون پول نميشه !!!
ديدن پس " ثروت بهتر از علم است" اگه پول نداشته باشين كه نمي تونين برين دانشگاه ترمي 2 ميليون شهريه بدين !!!!
حالا خدا وكيلي راستش را بگين "علم بهتر است يا ثروت" ؟

ماجراي عربه نشه بش مي گن " پپسي مي خواي يا فانتا" ، عربه ميگه يافانتا . :دي

جمعه ها

جمعه ها براي خيلي ها ، خيلي دلگير كلا هر كاريش كنين كسل كننده اس
اما براي من جمعه ها معناي ديگه داره و فقط جعه هاست كه معناي واقعي زندگي هست ، پنج شنبه و جمعه تعطيل و فقط خانواده و دور و هم بودن و صفا .
از كنار خانواده بودن لذت ببرين فقط و كيف كنين ، چون هيچ وقت ممكنه تكرار نشه اون لحظات

ليورپول


اوف ، عجب بازي بود من كه به شخصه كفم بريد و ديگه كف بر شدم
نيمه اول تا ميلان اولي را زد ، گفتم تمومه ، ليورپولي ها هم دفاعي ديگه آخر نيمه اول گفتم بابا ديگه 3-0 ميلان قهرمانه ، ليورپولي ها هم چون دفاعي بازي مي كنند گفتم ميلان برده آقا تو چرت بودم كه براي قهرماني و اين چيزا بيدار باشم ، بگم هميشه عاشق رئال بودم ، نه به خاطر بازيكناش بلكه به خاطر تيمش ، اون موقع ها عاشق دروازباني بودم و اسطوره ام هم فرانسيسكو بويو ، دروازه بان وقت رئال بود .

بگذريم ، تو چرت بودم ديدم شهراد داد را كشيد ، شصتم خبر دار شد ليورپول اولي زده ، بله اولي را زده ، اوف دومي را هم زد ، اوپس سومي ، باب راستي ديگه كفم بريد و وقتي به پنالتي كشيد و ديگه گفتم حقشونه ، چون از شكست 3-0 نيمه اول خبري نيود
ارده قوي مال مردان بزرگ و مردان بزرگ ليورپول اينكارو كردند و حقشون هم قهرماني بود

عكس ها از بي بي سي

شیاد

رنج و عذاب از من
شنگی و شاب از تو
خون جگر از من
موی خضاب از تو
ای شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

کار و تلاش از من
راحت و خواب از تو
کاسه خون از من
تنگ گلاب از تو
ای شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

سوز و گداز از من
عمر دراز از تو
لطف و صفا از من
رنگ و ریا از تو
ای شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

فوتبال

فوتساليست ها هم دارند گل ميكارند 28 تايي به بوتان زدند ، انشاا... به ژاپن هم بزنند و هفتمين قهرماني .
داشتم نود را ميديدم گفتم بين چه زمونه بيرحمي :
سراج ، پرويز برومند ( يعني پاياني رافت كجاست ؟؟) برزگز ، هاشم حيدري ، حميد رضا بابائي همه از تيماشون كنار گذاشته شدند و الان دارند تو تيمهايي تلاش مي كنند كه به ليگ برتر بيان !!!

فوتبال و فيلم و زندگي و مصيبت

ديروز فوتبال بو د و بالاخره پس خفته ها حرف و حديث و با پرداخت مقداري پول گويا فولاد خوزستان بوسه اي كوچك بر جام زد ، واقعا كه اين فوتبال از استقلال اهواز بعيد بود كه حتي يك توپ هم نتونستند شوت كنند ، اصلا انگار چلو ماست خورده بودند ... .

فيلم پنچ شنبه شب سينما يك هم جالب بود ، ذهن زيبا ، گشتم ولي آدرس وب يا چيزي پيدا نكردم ، سانسورش كم بود ولي لباس پوشوندنشون جالب بود ، كه به خانم يك لباس بلند پوشنوده بودند !!!
حالا از موضوع خارج نشيم

در مورد جان نش بود كه در سال 1994 جايزه نوبل را در رشته رياضي برده بود .
در كل فيلم جالبي بود ، تا حالا با اين فيلم و فيلم فرار بزرگ كه يك زنداني كه 10 سال ديوارو كند تا از زندان فرار كنه ، فكر كنم آخر دست ما هم بايد ديوار را بكنيم !!!!

اين روزهاي آخر ديگه خيلي كوفتي داره مي گذره، آروم و كند و يواش دقيقا مثل پارسال همين موقع توي بيرجند ، مي دوننين از سريازي بدم نمياد فقط حس مي كنم تو بهترين سال هاي عمرم كه خيلي بيشتر از اين مي تونم باشم اسيرم و وابسته !!!
مسلما به محض تموم شدن سربازي خيلي از چيزا تغيير ميكنه و خيلي چيزها ميگم ، و مي نويسم و خيلي كارها مي كنم چون مي دونم به خودم تعلق دارم و آزاد آزاد آزادم و براي رسيدن به هدفي كع مي دونم نزديكه تلاش مي كنم و من يك هدف بيشتر ندارم ، بعضي ها مي دونند هدفم چيه و رسيدن به كجا .

منتظر يك پست خيلي خيلي طولاني باشين كه تنظيم شده واسه كمتر از 4 ماه ديگه !!!

خدايا پس كجائي

داريوش داره مي خونه :
در این حال مستی صفا کردم
تو را ای خدا من صدا کردم
از این روزگاری که من دیده ام
چه شبها خدایا خدا کردم
نهادم سر سجده بر خاکت
به درگاهت امشب دعا کردم

خدايا كجائي پس ، ببخشيد خدا ، ولي به بودنت و كنار انسانها بودنت دارم شك مي كنم .
به اون داستان عاميانه برزيلي شك مي كنم ، به همه چيز ...
ديگه چيزي نيست كه كه واسه من مونده باشه ، نمي دونم اما ديگه همش كفره اينا
اما اميدوارم خدا سوزه دلم را بشنوه

باز داريوش داره اينو مي خونه و هي چيزي نيست، هيچ اتفاقي ...
خدايا فقط بگو گناهم چيه

...

به سراغ من اگر می‌آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.
روی شن‌ها هم، نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی
است که صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می‌آید.
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می‌آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بر دارد
چینی نازک تنهایی من.

فو تبال و سياست

باز هم فوتبال ، بذار اول تيتر روزنامه هاي اين تقريبا يك هفته آخر را بخونيم

احتمال تباني از دربي اهواز
پروين و قلعه نوعي اهواز را زير نظر دارند !!
مايوركا در خواست كرد ديدارهاي دو هفته آخر لا ليگا همزمان برگزار شود .
داور دربي اهواز از اروپا باشد !!
استقلال و شموشك تباني كردند !!!
پرسپوليس و سپاهان ، بوي تباني مي آيد
ميلان نگران از تباني در فوتبال مافيايي ايتاليا
بازي هاي عقب افتاده چرا برگزار نمي شود !!
بكهام اسطوره تبليغات !!!

اينا تيتر ها بود !! چند بار تباني توش بكار برده شده بود !!!
فوتبال هم داره مثل سيست وارد دنياي كثيف و لجن ميشه !1 فوتبال ديگه ورزش نيست ؛ شغل .
يكي مي گفت چرا من بايد ماهي 100 هزار تومن بگيرم و بازيكن 24 ساله پرسپوليس ماهي 15 ميليون !! چرا باد زانتياش در خونه باشه چون جا نيست براي زانتيا !!!
فوتبال با سياست آميخته شده و سياست با هر چيزي آميخته بشه اون به گند ميكشه
نميشه ديگه
خدا ريشه اين سياست را بكنه كه داره وجود همه را ذره ذره مي خوره

سياست = در لغت به معناي كثافت مي باشد كه با هرچيزي آميخه شود آن را نابود و فاسد مي كند