خداحافظ: من خیلی خسته ام ...


من خیلی خسته ام , خیلی !
تموم انرژی ام مونده , زمانی و جایی برای خالی کردنش پیش نیومده , از کار روتین و اداری خوشم نمیاد , دوست دارم توی کارم عرصه برام باز بشه تا بتونم خودمو خالی کنم , من مونده و کلی فکر و ایده که نمیتونم پیاده کنم , حتی بزرگترین . بهترین جای ایران و دنیا هم توی کارم نمیتونه منو ارضاء کنه , متاسفم من نمیخوام فسیل بشم توی 24-25 سالگی !
من موندم و یک دنیا کار و طرح و پروژه ولی جایی گیر کردم که فقط دارم رو به عقب میرم , جایی هستم که دیگه عرصه ای برای کار تازه ای ندارم , کار یکنواخت منو دیوونه میکنه و من دیگه نمی تونم!

دیگه نمی تونم ادامه بدم چون اگه همین جوری پیش بره من تا 1 سال دیگه نابود میشم !
وقتی می بینم میتونم خیلی کارها انجام بدم ولی جایی گیر کردم که نه راه پس دارم و نه را پیش داغون میشم , من خسته و عصبی از همه جا رونده شده و از همه جا مونده !

نه دیگه اینجوری نمیشه ادامه داد , متاسفم , مثل من زیاده , خیلی زیاد !

یک جای کار را اشتیاه کردم , یعنی یک محاسبه ی اشتباه تموم برنامه هامو نابود کرد !
در مورد کار جدیدم می نویسم
یک کار که پر از خلاقیت , متنوع و محدودیتی ندارم

میتونم پرواز کنم , پرواز ...

۲ نظر:

من گفت...

همیشه گفتن باید زووود تصمیم گرفت.
تو دنیا باید اول خودت واسه خودت مهم باشی.نه کار و بقیه ی چیزها .
یک تصمیم نهایی باید گرفت

k.amini گفت...

!ای بابا
!از شما بعیده اینجوری حرف زدن
چند سال پیش خودت بودی میگفتی آدم ،اگه اهل کار کردن باشه
!همه جا واسش کار هست
حالا هم چیزی نشده که
دست و پات رو هم که نبستن
فقط کافیه خودت بخوای

ارسال یک نظر