مواظب حنجره های طلایی اتون باشید !

بدترین چیز اینه که توی مهمترین لحظات کاری و یک ماموریت کاری صداتون بگیره و درنیاد ! بدترش هم اینه که توی اون جلسه مترجم داشته باشید و مترجم بیچاره حتی نفهمه چی میگین !

این دومین باره این اتفاق واسم میوفته , بار اول حدود 7 سال پیش در همایش آموزش الکترونیکی تهران رخ داد که صدای من به طرز فجیعی گرفت ! یادش بخیر حاجی وزیر وقت آموزش و پرورش را دیدم و واسش میخواستم چیزی را توضیح بدم بنده خدا گوشش را آورده بود دم دهن من و با صبوری گوش میکرد ! آخرش هم گفت آرزو میکنم صداتون اول خوب بشه و بعد هم در کارتون موفق باشید چون هر کاری کنید اگر صداتون خوب نشده باشه نمیتونید درست توضیح بدین !

این دفعه که دیگه این صدا کمپلت در نمیاد ! بیتشر لب میزنم تا حرف بزنم , دیروز صدام یک چیزی تو مایه داریوش و اینا بود و آماده کنسرت ولی امروز دیگه دریغ از همون 2 زار - ریال - صدا ! درنمیاد که نمیاد !

چند روز هم گیاه درمانی و اینا کردم ولی خوب نمیشه که نمیشه !

هوا هم بشدت سرده و اصلا بیرون نمیشه رفت ! سرفه های شدید هم سردرد و اینا آورده ! یک کمی استراحت کنم فعلا ;)

دوست نامردم زنگ زده و میگه امیدوارم زنده بمونی حیف که نمیتونستم فحش بدم بهش :دی خلاصه که مواظب حنجره های طلایی اتون باشید که واقعا نعمت حرف زدن از بزرگترین نعمت هاست !

پی نوشت: یکی از دوستام را دارم باهاش حرف میزنم صدام درنمیاد , میگه یواشکی بابات دوباره تلفن زدی :))

۲ نظر:

ناشناس گفت...

- اما فکر کنم این روزا بهترین اتفاق برای ما معلما این باشه که یه کم صدامون بگیره بلکه از شر توضیح هزار باره مطالبی که بچه ها دم امتحان و دم کنکور و ... یادشون میاد بپرسند راحت شیم. هر چند همه معلما هر از گاهی تجربه اش رو دارند.
- با صدا هم اگه چیزی رو برای آقای حاجی توضیح می دادید فایده نداشت. من تجربه اش رو (راجع به تالیف کتب درسی و روشهای نوین تدریس)داشتم.
- امیدوارم زودتر خوب بشید.

مَتَتی گفت...

از روی لینکی که به وبلاگ داده شده بود به اینجا اومدم. 21آبان رو به گوگل ریدر اضافه کردم. به امید ماندگاری شما در وبلاگستان! و البته با سپاس از شما.

ارسال یک نظر